![]() |
![]() |
|
| ترانه ام را به خاطر بسپار كه ايهام خوشي است از ايهام زمزمه هاي پائيزي تا بعد از من. بخواني آنرا در . |
|
ترانه ام را به خاطر بسپار كه ايهام خوشي است از ايهام زمزمه هاي پائيزي تا بعد از من. بخواني آنرا در
http://www.valentinam.blogfa.com/ آهنگ الناز حتما گوش کنید |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم دی 1386ساعت 2:12 PM توسط الناز |
|
|
روز خویش را با آفتاب روی تو ، که از مشرق خیال دمیده ست آغاز می کنم من با تو می نویسم و می خوانم من با تو راه می روم و حرف می زنم وز شوق این محال ـ که دستم به دست توست ! من جای راه رفتن ، پرواز می کنم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 1:53 AM توسط الناز |
|
|
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´7¶$$$$¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶´´´´1¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶$$$$¶¶$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶´´´¶¶¶¶¶$¶¶¶¶¶¶¶¶1´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶¶$¶¶ ¶´¶¶¶¶$$$$$$$$??¶¶¶¶´´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$¶$¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶$$$$$$¶$$$$$¶¶¶´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶ ¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$´¶¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶$$$$¶¶ ¶¶¶¶$$$¶$$$$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¢¶¶¶¶$¶¶¶¶¶$????????¶ ¶¶¶$$$$¶$$$$¶$$$$$$$$$$¶´´o¶¶¶¶¶¶¶??$$$$$¶¶¶¶ ¶¶¶¶$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$$$¶¶¶´´´¶¶¶7´$$$¶$¶¶$$$¶¶ ¶¶¶¶$$$$$$¶$$¶$$$$$$$$$¶¶´´´´´´´¢¶¶$$$$$$$$¶¶ ¶¶¶¶¶¶$?$$¶$$$$$$$$$$$$$¶¶´´oo´´¶¶$$$¶$$$$$$¶ ¶´¶¶¶¶¶$$$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶´7´7¶¶$$$$$$$$$$$¶ ¶´´´¶¶???$???$¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶¶¶$¶¶$$$$$$$$¶ ¶´´´?¶$$??$$$??¶¶$$$¶¶o´´´´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶ ¶´´´´¶¶$$?$?$$?$¶¶¶¶¶?´´´´¢¶¶¶$$$$$$$$$$$¶¶$¶ ¶´´´´o¶¶$?$$$???$¶¶¶¶´´´?¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶$$¶ ¶´´´´´¶¶¶$$$$??$?¶¶¶¶´¶¶¶¶$?$$$$$¶¶¶$$$$¶$$$¶ ¶´´o¶¶¶$¶¶¶¶$$?$??¶¶´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶ ¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$??$$¶´´´¢¶¶$$$$$¶$$$$$$¶¶¶$$$$¶ ¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶$$$$¶¶1´´¶¶?$$$¶$$$¶$$$$$$$$$$¶ ¶¶$$??$$$¶$$$¶¶$$$$¶¶¶´¶¶$$$$$$$$$$¶¶$$$$$$$¶ ¶???$$$$$$$¶¶$$$$$$?¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶¶$$$$$$$$¶¶ ¶$¶$$$$$$$$$¶¶$¶$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶$$¶¶¶$$$$$¶ ¶$$$$$$¶$$$$¶$¶¶$¶$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$¶$$$¶$$$$¶ ¶$$$$$$¶$$$$¶$$¶?¶$$$$$$$¶$$$$$$¶$$¶$$$¶$$$$¶ ¶¢¶¶$$$¶$¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$$$¶¶¶$$$¶ ¶¢$¶$$$$$¶$$$$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶¶ ¶¢¶¶$$$$¶$$¶¶¶¶¶$$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$¶$¶¶$$¶ ¶¢$¶¶¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶$¶ ¶o¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$¶$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶´´¶¶¶ ¶o$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶´´?¶¶¶ ¶¢¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶ ¶¢$$$$$$$$$$$$$$?$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶´´´¶¶$$¶ ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 1:49 AM توسط الناز |
|
|
هرگز براي عاشق شدن ، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش ، گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 1:45 AM توسط الناز |
|
|
هميشه آن گونه كه فكر مي كني اتفاق نمي افتد ، خواستني هاي تو خواست همه نيست ، درد هاي تو ، غم همه نيست حرف هاي تو حرف دل همه نيست ، تو هماني هستي كه بايد ياشي ، شايد اين بودن تو براي خيلي ها مهم نباشد ، اما مهم است كه تو باشي ، نفس بكشي ، زندگي كني و به كسي كه بودنت برايش اصلآ مهم نيست عشق بورزي ........! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 1:21 AM توسط الناز |
|
|
انتظار برايم رنگ ديگري داشت .تا ديروز شب هاي تنهايي را با يادت
سبز و زيبا مي کردم.اما امروز ... امروز تنهاترين لحظه هاي انتظار را بي تو مي گذرانم . امروز تنهاترين تنهايي را حس کردم. امروز دستاني سرد وتنها را نا باورانه درک کردم .امروز شب هاي تنهايي را بدون تو تنها تر از هميشه در سکوت و گريه گذراندم. تا ديروز من بودم وتو ولي امروز ...فقط من بدون تو عشق همواره يکسان باقي مي ماند.اين انسان ها هستند که تغيير ميکنند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 1:21 AM توسط الناز |
|
|
آسمون به ماه ميگه عشق يعنی چی؟ ماه ميگه يعنی اومدن دوباره تو ..ماه ميگه تو بگو عشق يعنی چی؟ آسمون ميگه انتظار ديدن تو
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 3:32 PM توسط الناز |
|
|
تمام اميد آسيابان به وزش باد است تا آسيابش بچرخد وگرنه آسياب از کار مي افتد ..قلب من آسياب , من آسيابان , و نفس تو همان باد است
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 3:31 PM توسط الناز |
|
|
همه مي دانند همه مي دانند كه من و تو از آن روزنه سرد و عبوس باغ را ديديم و از آن شاخه بازيگر دور از دست سيب را چيديم همه مي ترسند همه مي ترسند ، اما من وتو به چراغ و آب وآينه پيوستيم و نترسيديم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 3:30 PM توسط الناز |
|
|
الناز مرده عزیزم
فکر نکن که بی تو صفرم ، بد جوری خالیه دنیام فکر نکن زوده همیشه
دل من قد یه ارزن اینجا مثل تو زیاده ، نه یکی
همشون بهترن از تو دیگه رفته اون شبایی ، که واست غصه می خوردم
حالا تو باختی و باختی ، آره من دیگه اون خونه ی عشقت ، پیش من خورد و خرابه
حالا خوابه موندن من دل من می سوزه واسه
وقتی که تنهات می ذارن اما من بازم می سازم ، با یکی یه عشق
دل من باید بلد شه ، به یه عشق نو بنازه (زنده باد خودم)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 11:13 PM توسط الناز |
|
|
میگی عاشقی همیشه |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 11:12 PM توسط الناز |
|
|
سر خورشيدو بریدم ، تا چشای تو بتابه
توی انجماد شبهام ، دست تو یه انقلابه
واسه ی عبور سبزت ، کوها رو از ریشه کندم
دلمو دست تو دادم ، تا به هر کی دل نبندم
غافل از اینکه نگاهت ، خیلی هم عاشق من نیست
تو سقوط این دقایق ، فرصت قدم زدن نیست
غافل از اینکه تو میری ، من می مونم و خود من
ای پری پر شکسته ، ای الهه ی شکستن
دیگه صاف و ساده نیستم ، من می شم یه گرگ بارون
بی تو هم زندگی خوبه ، شعله ی خیس زمستون
(یه چیزی نوشتم دیگه) |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 11:11 PM توسط الناز |
|
|
من اینجایم کنار این همه زیبایی و تو تنهایی دلم برای تنهاایی تو میسوزه وخود آشفته ام از این خوش گذرانی با من باش با من بیا و بمان که من بدون تو به روزگا رتلخو سرد فقط نگاه میکنم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم تیر 1386ساعت 0:43 AM توسط الناز |
|
|
من شکوفایی گل های امیدم را در رویا ها می بینم
و ندایی که به من می گوید گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است . سلام به همه دوستای عزیزم . سال نو همتون مبارک امیدوارم برای شما سال خوبی شروع شده باشه تا الان برای من که شروع نشده گفته بودم امسال عید حرم امام رضا هستم ولی نرسیدیم یه اتفاق ساده تو یه لحظه یه تصادف یه بی هواسی از طرف یه راننده دیگه مارو در نیمه راه بدبخت کرد فقط من سالم موندم و اینکه چرا نمی دونم از همتون می خوام برام دعا کنید . هنوز نمی دونم عیده نمیدونم چرا همچین بلایی سرمون اومد واقعا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 11:42 PM توسط الناز |
|
|
امروز جعمه آخر سال 85 است .یک سال با همه خوبی و بدیاش گذشت خیلیا امروز برای مرده هاشون و عزیزاشون فاتحه خوندن ,خیرات دادن برای کسایی که در طول امسال یا سالهای گذشته
از دست داده بودند اما گاهی اوقات ما یه کسایی رو از دست میدیم و تو ذهنمون میمیرن از یادمون میرن اونا رو تا آخر عمرمون نمی بخشیم و کلاً میگیم برامون مردن که مطمئنم همه همچین کسی رو دارن و میشناسن اما نمیشه براشون فاتحه خوند اما میشه بخشیدشون بخشیدنم یه جور فاتحه خوندنه با این تفاوت که با این کار به خودت کمک میکنی منم می بخشم تا بخشیده بشم , دلمو از همه اتفاقای بد امسال پاک میکنم از هر کسی که بهم بدی کرده میگذرم و می بخشمش تا سال خوبیو شروع کنم شما هم همین کارو بکنید یه نصیحت خواهرانه سال خوبی داشته باشید من امسال این افتخارو دارم که موقع سال تحویل پیش حرم امام رضا باشم برای همه کسایی که از وبلاگم دیدن کردند و کل آدمهایه مهربون که قلب پاکی دارن دعا میکنم شما هم مارو فراموش نکنید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 11:51 PM توسط الناز |
|
|
هيچ زمان دل به کسي نبند ...... چون اين دنيا اين قدر کوچک است که دو تا دل کنار هم جا نميشه ..... ولي اگر دل بستي ... هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه ... که ديگه پيداش نميکني
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 0:44 AM توسط الناز |
|
|
دلم به وسعت آسمان تنگ است
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 0:10 AM توسط الناز |
|
|
غروب یک ستاره دنیام رو زیرو رو کرد...... دلم تو اوج تردید فقط یک آرزو کرد...... کاشکی سفر می رسوند ما رو به بی نهایت....... اما حالا جاده ها مونده به سوی غربت...... همخونه قدیمی سقفم رو از من نگیر.... تو واژه بودنی معنی رفتن نگیر...... شاید که لحظه ها مون غریبه باشه با هم....... نگو که فرصتی نیست .نگو آخر راهم....... تو این غروب دلگیر ای از ترانه لبریز....... نزار بپیچه اینجا بوی غریب پاییز.......
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 0:5 AM توسط الناز |
|
|
اگر مي داني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد مهم نيست كه او مال تو باشد مهم اين است كه فقط باشد زندگي كند ، لذّت ببرد و نفس بكشد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 0:2 AM توسط الناز |
|
|
من تمام هستي ام را در نبرد با سر نوشت در تهاجم با زمان اتش زدم من بهار عشق را ديدم ولي باور نكردم يك كلام در جزوه هايم هيچ ننوشتم من زمقصدها پي مقصودهاي پوچ افتادم تا تمام خوبها رفتند وخوبي مانددر يادم من به عشق منتظر ماندن همه صبر وقرارم رفت بهارم رفت عشقم مرد يادم رفت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 0:0 AM توسط الناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره الناز |
در خاموشی حضورم
حرف مرا بفهم يا برای عشق زبانی تازه پيدا کن تا درد مشترک زبان مشترکمان شود |
| پیوندها |
|
RSS
|